زهرا اسلامى فرد
219
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
نمونههايى از انحراف فكرى مسلمانان مسائل اعتقادى و عملى اسلام چنانچه بهمعناى واقعى خود تفسير و توجيه مىشد ، تحركآفرين و زندگىساز بود ، اما اين مسائل از معناى واقعى خود تحريف گرديد و موجب ضعف و ناتوانى مسلمانان شد . در اينجا به ذكر نمونههايى از اين مسائل مىپردازيم : يك . سرنوشت : مسئله قضا و قدر كه يكى از مسائل اعتقادى اسلام است ، در ميان مسلمانان هممعنا با جبرىگرى انگاشته مىشود ؛ بدينمعنا كه احدى قدرت تغيير آن را نداشته و انسان بهجز تسليم و رضا در برابر آن چارهاى ندارد . طبيعى است كه « سرنوشت » به اين معنا ، مردم را از تلاش به سوى زندگى بهتر بازمىدارد و هر چه برسرشان آيد ، چون آن را خواست الاهى مىدانند ، با آغوش باز پذيراى آناند . براى مثال ، اينان بيدادگرى حكومتهاى ستمگر را - از آنرو كه سرنوشت الاهى است - برخود مىپذيرند . « 1 » اما اين درحالى است كه حقيقت سرنوشت در اسلام راستين معنايى ديگر دارد كه علم و فلسفه نيز بر آن تأكيد مىورزد : خداوند براى هر پديدهاى علل و اسباب ويژهاى قرار داده كه هيچ حادثهاى بدون فراهمشدن آن علل ، پديد نخواهد آمد و اراده و اختيار انسان نيز جزء اسباب ويژه پيدايش فعل اوست كه بدون آن عملى از او صادر نخواهد شد . « 2 » بنابراين درست است كه همه پديدههاى اين عالم برپايه خواست و مشيت الاهى پديد مىآيد ، اما هيچگاه خداوند اعمال مردم را بدون خواست آنها نمىخواهد ، بلكه به آنها آزادى و اختيار داده تا راه خود را برگزينند . بىگمان اين معنا ، با جبرىگرى و تفسير غلط از آن ، تفاوتى آشكار دارد . « 3 » دو . اعتقاد به معاد : باور به روز رستاخير يكى از مهمترين و ريشهدارترين مسائل اعتقادى اسلام است . اين اصل كه مىتواند تحركآفرين و زندگىساز باشد ، چنان مورد تحريف قرار گرفته كه خاصيت تخديرى يافته است : برخى از مسلمانان مىپندارند كه انسان براى اين زندگى گذرا آفريده نشده ، از اينرو بايد در برابر سختىها ، محروميتها و ناملايمات صبر و
--> ( 1 ) . همان ، ص 277 و 278 . ( 2 ) . همان ، ص 279 و 280 . ( 3 ) . همان ، ص 281 و 282 .